على محمدى خراسانى

101

شرح مكاسب (فارسى)

درهمهاى سالم است ، آنست كه : از نظر عرف كسى جريش يعنى بلغور يا شكسته‌ها و خوردشده‌هاى گندم را مثل گندم به‌حساب نمىآورد ، مثل گندم ، گندم سالم ديگر است . و نيز خوردشده‌هاى برنج را مثل خود برنج نمىدانند بلكه مثل برنج ، برنج سالم است و . . . [ نتيجه جواب از اشكال در رابطه با مثلى ] : قوله : و من هنا : از مطالبى كه در رابطه با جواب اشكال ذكر شد به اين نتيجه مىرسيم كه چنين نيست كه هر جنسى بطور كلّى مثلى باشد مثلا جنس گندم در ضمن هر نوع يا صنف آن كه باشد مثل گندم از نوع ديگر باشد خير اى چه‌بسا قيمتها كاملا متفاوت باشد . بلكه مراد اينست كه هر نوعى از انواع يك جنس با يكديگر مثلىاند يعنى افراد همين نوع با يكديگر ، بلكه بهتر اينكه بگوئيم : هر صنفى از اصناف يك نوع با يكديگر مثلىاند و نسبت به افراد همان صنف مثلى مىباشند و لو نسبت به افراد صنف ديگر مثلى نباشند . : قوله : فلا يرد : مرحوم مقدّس اردبيلى به تعريف مشهور اشكالى كرده و آن اينكه : مراد شما از اين تساوى اجزاء و افراد از حيث قيمت چيست ؟ آيا منظور تساوى بالجمله و به نحو كلى و صددرصد است يعنى تمام انواع يك جنس و اصناف يك نوع و افراد يك صنف با هر خصوصيّت و صفتى كه دارند مثلى هستند و مثلا صد من از هر نوع گندمى با صد من از هر نوع ديگر از حيث قيمت برابرند ؟ يا منظور تساوى فى الجمله است يعنى برخى از انواع يك جنس يا اصناف يك نوع با يكديگر در قيمت برابرند نه همهء آنها ؟ اگر مرادتان تساوى به نحو موجبهء كليّه باشد تعريف شما جامع افراد نيست بلكه اصلا فرد ندارد و بر هيچ فردى از افراد معرّف [ مثلى ] صادق نيست . زيرا كه شما روى هر كالاى مثلى كه انگشت بگذاريد خواهيد ديد كه اجزاء و افراد آن صددرصد از حيث قيمت برابر نيستند فى المثل گندم كه همه